چگونه در روز های سخت قوی بمانیم؟

خبرنگاران: چرا برخی از افراد چالش ها و سختی های زندگی را قبول می نمایند و با آن ها کنار می آیند و عده ای دیگر در برابر سختی ها زود تسلیم می شوند؟ رمز کنار آمدن با سختی ها، صبر است. صبر مهارتی است که می توانید آن را یاد بگیرید.

چگونه در روز های سخت قوی بمانیم؟

زندگی می تواند با سختی ها و حوادثش ما را غافلگیر کند و اغلب هم به نظر می رسد همه مصیبت ها ناگهان و همزمان ظاهر می شوند و می توانند این احساس را به ما بدهند که هرگز این طوفان سهمگین تمام نخواهد شد. اما اگر یاد بگیریم با درد ها و سختی ها چگونه برخورد کنیم و چگونه اجازه ندهیم ذهن مان آغاز به ساختن سناریو های وحشتناک کند، به جای اینکه تسلیم و ناامید و مغلوب شویم می توانیم موج سواری را یاد بگیریم و جان سالم به در ببریم.

همه چیز بستگی به اطمینان شما به خودتان و ظرفیت تان نه تنها برای نجات پیدا کردن، بلکه برای رشد و شکوفا شدن دارد. در این مطلب با ما همراه باشید تا به شما بگوییم به چه واحد های سازنده ای برای تسکین ترس ها و ایمان آوردن به توانایی تان در غلبه بر هر چالشی در زندگی احتیاج دارید.

تمرکزتان را در زمان حال حفظ کنید

وقتی شکست عشقی می خورید، عزیزی را از دست می دهید، مشکل اقتصادی پیدا می کنید یا ناگهان متوجه می شوید سلامتی تان در خطر است، اولین حسی که پیدا می کنید نگرانی است. ذهن شما فورا به آینده پرتاب می گردد و آغاز می نماید به ساختن بدترین سناریو های ممکن. این سناریو سازی و فکر کردن به آینده به ما این احساس را می دهد که داریم کاری می کنیم و چاره ای می اندیشیم تا موقعیت پیش آمده را تقریبا کنترل کنیم، اما تنها اتفاقی که واقعا می افتد، بدتر شدن شرایط فعلی است.

چیزی که صبورتان می نماید، حفظ آرامش و خونسردی و ایمنی در این لحظه است. در حال حاضر شما خوب هستید، سقفی بالای سرتان است، غذایی برای خوردن دارید و دوستانی که می توانید با آن ها حرف بزنید. آرام ماندن در زمان حال یاری تان می نماید درایت خود را نیز حفظ کنید و مقابل جولان دادن ترس های تان بایستید. در زمان حال ماندن یعنی اینکه شما انرژی هیجانی لازم برای چاره اندیشی ِ مسئله ای که پیش آمده را دارید. نگرانی و اضطراب ناشی از فکر کردن به آینده باعث می گردد انرژی تان بابت اتفاقی که ممکن است هرگز نیفتد، تلف بگردد.

احساسات خود را کتمان نکنید

ضد و نقیض به نظر می رسد: در لحظه بمانید و به آینده فکر نکنید، اما همزمان هیجانات خود را بروز دهید و اجازه دهید ترس های تان خودشان را نشان بدهند! وقتی شما با تمرکز بر زمان حال، ترس های تان را آرام می کنید، احوالات ذهنی ایجاد می کنید که به شما اجازه می دهد با هیجانات و احساسات واقعی خود هماهنگ شوید و وقتی این هماهنگی رخ می دهد، می توانید به احساسات خود اجازه دهید کاملا خود را نشان دهند.

در ابتدا، لمس و احساس این درجه از درد و ناراحتی می تواند ترسناک به نظر برسد، زیرا درد و رنج چیزی است که همواره سعی داریم از آن اجتناب کنیم. اما وقتی شما به خودتان اجازه می دهید با درد و رنجی که دارید در لحظه باشید، اگر احتیاج دارید گریه کنید، فریاد بزنید یا به بالش مشت بکوبید (یا هر کاری که خشم و دردتان را بیرون می کشد انجام دهید)، آن روی سکه را نیز می بینید که همان آرامشی است که ممکن است قبلا هرگز تجربه اش ننموده اید.

وقتی احساسات خود را سرکوب و پنهان می کنید، انگار یک انرژی منفی را فشرده می کنید که سبب آشفتگی و عذاب تان می گردد. اما وقتی به خودتان اجازه و فرصت ابرازشان را می دهید، متفرق می شوند و حس ناب و عمیقی از آرامش و تسکین و التیام شما را در برمی گیرد. با حس کردن احساسات خود، در واقع انعطافی نشان می دهید که جلوی شکسته شدن تان را می گیرد.

باور کنید که تنها راه ممکن رودررو شدن است، نه فرار کردن

وقتی روز ها و لحظه های سخت به شما رو می نمایند، شاید احساس کنید تمام چیزی که احتیاج دارید این است که پتو را روی سرتان بکشید و مخفی شوید، گاهی شاید این کار جواب بدهد، اما یک راهکار موقتی برای مسئله ای نه چندان موقتی است. اگر به این درک برسید که مواجهه با مشکل، فرایندی است که باید طی گردد و راه میانبُری ندارد (هیچکس نمی تواند از درد و رنج زندگی خود را مصون بداند)، قبول خواهید کرد که تنها راه ممکن، تحمل کردن و چاره اندیشی است، و این مطلعی قدرتمند و ارزشمند است.

شما می توانید انتخاب کنید که انرژی تان را برای افسوس خوردن و ای کاش گفتن ها هدر ندهید و آغاز کنید به پیدا کردن راهکار. قبول کردن، کلید صبر است. اما قبول اینکه مسئله ای وجود دارد به این معنی نیست که نمی توانید تغییرش دهید یا برطرفش کنید. بلکه صبر و باور به این معنی است که شما با خودتان نمی جنگید و می توانید از تمام انرژی و توانمندی های تان برای چاره اندیشی و ایجاد تغییرات لازم برای بهبود اوضاع و برطرف مشکل بهره ببرید.

اجازه دهید درد و لذت همزمان وجود داشته باشند

هیچکس دوست ندارد مریض باشد یا بیست و چهار ساعت شبانه روز و هفت روز هفته رنج بکشد و غصه بخورد، بنابراین فاصله دریافت از هر چیزی که عذاب تان می دهد، چیز بدی نیست. حتی در سخت ترین شرایط هم لحظه هایی از لذت وجود دارند. قرار است به پزشک مراجعه کنید و دلهره دارید؟ از یک دوست بخواهید همراهی تان کند و قرار بگذارید بعد از آن با هم کمی قدم بزنید، چیزی بخورید، خرید یا سینما بروید و یا هر کار دیگری که به شما روحیه می دهد و حال تان را خوب می نماید انجام دهید.

اگر دوران سخت بعد از بهم خوردن رابطه ای را می گذرانید و حتی به سختی می توانید لبخند بزنید، منتظر نمانید دوران رنج تان کاملا تمام گردد تا به زندگی عادی برگردید، کاری کنید که از خانه بیرون بروید و مشغول فعالیتی بشوید. چند ساعتی هر کاری دل تان می خواهد انجام دهید، در کتابفروشی ها بچرخید، به تماشای یک فیلم کمدی بروید یا با یک تور یک روزه کمی تفریح کنید. این کار شما به معنی بی درد بودن یا انکار مسائل نیست، بلکه چند ساعتی به خودتان استراحت می دهید و با کمی لذت و تفریح، انرژی تان را شارژ می کنید.

درد و رنج به طرز عجیبی می تواند حس قدردانی ما را نسبت به لحظه ها خوشی و لذت، عمیق تر و بیشتر کند. گویی تمام حس ما با یک دریافت هیجانی جدید، تقویت می گردد و می توانیم نعمت ها و داشته های زندگی مان را ببینیم و تحسین کنیم و از آن ها برای بهتر کردن شرایط انگیزه بگیریم. زندگی هیچ وقت تجربه طیف یکنواختی از هیجانات نیست، بلکه شادی و اندوه شانه به شانه هم در کنار ما حرکت می نمایند.

از خود سوال هایی بپرسید که یاری تان نمایند

پرسیدن سوال هایی که جوابی ندارند، هرگز مفید نخواهد بود. با پرسیدن چنین سوال هایی از خود، تنها کاری که می کنید این است که نگرانی و اضطراب ذهنی تان را بیشتر هم می کنید؛ چرا من؟، این سوال احتمالا بدترین سوالی است که می توانید بپرسید، چون هیچ یاریی به شما نمی نماید و نیروی تان را می گیرد و ذهن تان درگیر سوژه ای بی اهمیت می گردد. سوال بهتر این است که بپرسید: الان چه باید بکنم؟ یا از چه منبعی باید یاری بگیرم؟.

در ضمن وقتی اتفاقی افتاده و دیگر نمی توان جلوی آن را گرفت، به دنبال معنی و مفهوم آن گشتن مثل یک جهت بی انتها است که معلوم نیست به کجا ختم می گردد و سرگردان تان خواهد نمود. خیلی از افراد در مواجهه با مسئله ای که پیش آمده، به دنبال معنی و هدف آن مسئله و باعث و بانی آن می گردند، در حالی که بهتر است این انرژی هیجانی و فکری را صرف حل مسئله نمایند. معانی و علت های اتفاقات بزرگ و غافلگیرنماینده زندگی، به مرور زمان خودشان را به ما نشان خواهند داد. پس با پرداختن به چیز هایی که در حال حاضر یاریی به شما نمی نمایند، استرس تان را بیشتر نکنید. رویکرد هوشمندانه در چنین مواقعی این است که خودتان را سرزنش نکنید، انرژی تان را روی حل مسئله متمرکز نموده و منابع یاری رسان مفید را پیدا کنید.

بدون سرزنش خودتان، اشتباه و تقصیرتان را بپذیرید

اگر واقعا از نظر هیجانی و احساسی درگیر مسئله پیش آمده هستید، آنالیز کنید این مسئله یا موقعیت برای خودتان چه معنی دارد و تا چه اندازه مقصرید. پذیرفتن مسئولیت، معادل خود را متهم و سرزنش کردن نیست. وقتی شما مسئولیت اشتباه تان را می پذیرید، یعنی قبول می کنید چه شرایطی دارید و نسبت به چیزی که نمی توانید تغییرش دهید مطلع می شوید، سپس طبق شرایط و محدودیت هایی که دارید پیش می روید و چاره اندیشی می کنید، نه طبق اوهام و احتمالات.

اما اگر خودتان را سرزنش کنید، به جای اینکه به سمت چاره و التیام پیش بروید، انرژی هیجانی گرانبهای تان را صرف آزار دادن خودتان نموده اید. شما می توانید بپذیرید که باید تغییری در رفتار ها یا طرز فکرتان ایجاد کنید، بدون اینکه مدام گوش خودتان را بپیچانید!

صبر وقتی برای تان ممکن می گردد که بتوانید واقعیت های مربوط به مسئله ای را ببینید و تشخیص دهید، بدون اینکه پیش خودتان معنی سازی کنید یا ناعادلانه قضاوت کنید و یا خودتان یا کَس دیگری را متهم به بد بودن نمایید. آدم ها اشتباه می نمایند، تصادف همواره وجود دارد و پیش بینی نشده ها همواره هستند؛ اما ما می توانیم بهتر عکس العمل نشان دهیم و با صبر و تحمل و حفظ عزت نفس، قبول کنیم کجا اشتباه نموده ایم و بدون اینکه به باور های فردی مان لطمه ای بزنیم، با درایت راهکار را پیدا کنیم.

به شواهدی توجه کنید که نشان می دهند می توانید به خودتان اعتماد کنید

احتمالا قبلا هم با مسائل زیادی روبرو شده اید و بر آن ها غلبه نموده اید و هر چه بوده اند، آن ها را پشت سر گذاشته اید. تعداد بسیار کمی از ما، خط و خشی از رنج های گذشته نصیب شان نشده است. پس به دنبال سابقه هایی از صبوری های خودتان بگردید.

کمی به گذشته فکر کنید و موقعیت هایی را به یاد بیاورید که پیروز شدید مانعی را کنار بزنید، کسی را که در حق تان بدی نموده بود ببخشید یا مهارت سختی را فرا بگیرید. به مسائلی فکر کنید که زیاد با آن ها جنگیده اید و به یاد بیاورید چطور راه غلبه بر آن ها را پیدا نموده اید. وقتی با این هدف به گذشته و چالش های آن نگاه می کنید، زمان های زیادی را می بینید که فکر می کردید باخته اید و همه چیز تمام شده، اما توانسته اید دوام بیاورید و التیام پیدا کنید. تمام چیز هایی که حل نشدنی به نظر می رسیدند حل شدند و تمام چیز هایی را که غیر قابل تحمل به نظر می رسیدند، تحمل کردید. پس به خودتان، قدرت تحمل تان و توانایی تان اطمینان کنید. شما الان هم می توانید بر مسائل تان پیروز شوید.

منبع: healyourlife

منبع: برترین ها
انتشار: 20 بهمن 1398 بروزرسانی: 20 بهمن 1398 گردآورنده: sahandblog.ir شناسه مطلب: 6066

به "چگونه در روز های سخت قوی بمانیم؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "چگونه در روز های سخت قوی بمانیم؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید